گفتگوی نمایشی
جدول بالا انواع ششگانهٔ گفتگو را از نظر والتون و کرابه (۱۹۹۵) در کتاب تعهد در گفتگو: مفاهیم بنیادی استدلال میانفردی نشان میدهد.
با توجه به آنچه این روزها شاهدش هستیم، به فکرم رسید دستهٔ هفتمی هم به این جدول اضافه کنم: گفتگوی نمایشی.
در این نوع گفتگوها یا حتی نشستها، نمایشِ وقوع گفتگو بر خودِ گفتگو تقدم دارد. بههرحال، گفتگو و نشست هنوز ارزش نمادین دارند؛ ما را یاد آدمهای فرهیخته، محافل روشنفکری و جمعهایی میاندازند که قرار است در آنها فکری تولید شود. اما در این بازار تازه، گفتگو دیگر قرار نیست وسیلهای برای کشف حقیقت، بررسی باورها، تبادل اندیشه یا دستیابی به فهم مشترک باشد؛ بلکه به ابزاری برای تولید تصویر، جلب توجه و کسب اعتبار اجتماعی تبدیل شده است. قرار نیست اتفاق فکری خاصی رخ دهد؛ کافی است تصویری از وقوع آن ساخته شود.
در دورانی که همهچیز به «کالا» تبدیل شده، بازار تازهای هم برای خریدوفروش ژست روشنفکری شکل گرفته است. شرکتها و گروههای استارتاپی، مجهز به دوربین و تیم تولید محتوا، به شکار سوژههای فرهنگی میروند. از هنرمند نامدار شهری تا هنرورزی گمنام در روستایی دورافتاده، همه میتوانند طعمهٔ دوربینهایی شوند که نه در پی کشف اندیشه، بلکه به دنبال استخراج محتوایی قابلفروشاند. زندگی، تجربه، اعتبار و حتی رنج آدمها میتواند به چند تصویر جذاب و چند ریلز اینستاگرامی تبدیل شود. مهم این است که محتوا تولید شود، بازدید بالا برود و فالوئر جدید جذب شود.
اما شکارگاه محبوب این گروهها، به گمانم، همان گالریها و نهادهای هنری مختلف است؛ نهادهایی که هرچه از فکر و ایده تهیترند، از مجوز و عنوان و نشان پُرترند. مؤسساتی که سالهاست داشتن مجوز را با داشتن هویت فرهنگی اشتباه گرفتهاند. نهادهایی بیچشمانداز و بیموضع که به جای تولید اندیشه، در تولید رویداد و گزارش و عکس یادگاری مهارت پیدا کردهاند. حالا هم با آغوش باز پذیرای شرکتها و گروههایی هستند که وعدهٔ دیدهشدن میدهند. چه معاملهای بهتر از این؟ یکی اعتبار فرهنگی میفروشد و دیگری تصویر و بازدید میخرد. در این میان، تنها چیزی که ظاهراً ضرورتی ندارد، خودِ اندیشه است.
نتیجه را میتوان در بسیاری از نشستها و گفتگوهای این روزها دید. دوربینهایی که مقابل هنرمندان قرار میگیرند، تصاویر پرتحرک از نمایشگاهها، موسیقیهای حماسی، نورپردازیهای حسابشده و گزیدههایی چندثانیهای از حرفهای پراکندهٔ افراد. چند جملهٔ ظاهراً عمیق، چند نمای نزدیک از چهرههای متفکر و تعدادی مخاطب که با جدیت سر تکان میدهند. همهچیز مهیاست تا تصویری از یک رویداد فکری مهم ساخته شود؛ بیآنکه معلوم باشد چه مسئلهای مطرح شده، چه ادعایی به چالش کشیده شده یا چه اندیشهای در جریان گفتگو شکل گرفته است.
این وضعیت البته چندان هم تازه نیست. سالهاست که بسیاری نهادهای فرهنگی و دانشگاهی در برگزاری همایشها و نشستهای نمایشی استاد شدهاند؛ همایشهایی با عنوانهای پرطمطراق، سخنرانان متعدد، بنرهای بزرگ و گزارشهای مفصل. رویدادهایی که مهمترین دستاوردشان اثبات این است که رویدادی برگزار شده است! حالا همان منطق حکومتی، در نهادهای مجوزدار و گروههای استارتاپی بازتولید میشود.
در چنین وضعیتی، گفتگوی نمایشی بیش از آنکه به دنبال تولید فهم باشد، به دنبال تولید نشانههایی از فهم است. آنچه اهمیت پیدا میکند، نه اندیشیدن در جریان گفتگو، بلکه نمایشِ اندیشیدن است.
جدول این متن را در کانال تلگرامی پراکسیس ببینید (اینجا کلیک کنید)