خانم میترا گالسیک محقق برجستهای از کشور کرواسی بودجه تحقیقاتی معادل ۳ میلیون یورو از شورای تحقیق اروپا دریافت کرده است. این بودجه ظرف سه سال صرف تحقیق بر روی این مساله خواهد شد:
چطور جوامع کوچک یا بزرگ (خانواده یا شهر) در مواجه با مشکلات عمده سر راهشان، همچون بیماریهای همهگیر یا تعارضهای اجتماعی طولانی مدت، ممکن است به بن بست برسند؟
اگر دقت کنید این بودجه در اختیار یک مححق برجسته قرار گرفته تا به صورت علمی در جستجوی پاسخهای ممکن یک مساله اجتماعی باشد. این رویکرد علمی در مقابل رویکرد متعصبانهای است که بودجه کلان در اختیار سازمانها و نهادها قرار میدهد تا یک باور قدیمی را نشر دهند، فارغ از درست یا اشتباه بودن آن باور و حتی فارغ از اینکه آن باور برای جامعه مفید بوده است یا خیر.
در این لینک درباره این گرنت تحقیقاتی بخوانید
ما تحت اشغال نظامی دشمن نیستیم، بلکه تحت سلطهی قدرتهای زورمند سیاسی و اقتصادی هستیم و با خطر تأسیس یک جامعهی مطیع تهدید میشویم؛ ما محکومیم به تاب آوردنِ نبرد میان دو غول امپراتوری و امکانِ ورود نظامیِ یک امپراتوری دیگر (منظور قدرتهای جهانی از جمله آمریکا، چین و روسیه است)؛ ما به مسابقهای ظاهراً قابل پیشبینی به سوی تباهی کشانیده شدهایم که البته لاجرم شامل امر غیرقطعی و امر نادیدنی است.
سنگرهای مقاومت در ذهن واقع شدهاند. اولین مقاومت، و مقاومت اساسی، مقاومت ذهن است. مقاومت، مستلزم مقاومت در برابر هراسافکنیِ هر دروغی است که به جای حقیقت بر آن تأکید میشود؛ مستلزم مقاومت در برابر سرایت هر نوع مدهوشیِ جمعی است؛ مستلزم آن است که هرگز تسلیم فریبِ قائل بودن مسؤولیت جمعی برای یک مردم یا یک گروه قومیتی نباشیم؛ مستلزم مقاومت در برابر نفرت و انزجار است؛ و مستلزم دغدغهی فهمیدن پیچیدگی مسائل و پدیدارها، به جای تسلیم شدن به نظرگاههای جزیی یا یکجانبه است.
مقاومت، مستلزم جستجوی اطلاعات و راستیآزمایی اطلاعات است و نیز مستلزم پذیرش عدمقطعیت ها.
برگرفته از کتاب کانال تلگرامی «انکار»
اندوه روزگار به وارستگی گذار
در فرهنگ لغت در معنای وارسته آمده است: آنکه تعلقات دنیوی ندارد، آزاده.
سوال: اگر کسی تعلق خاطر اخروی داشته باشد هم وارسته است؟ خیر
پس از من
جیمیل را حتما چک کنید
یا شاید اپل ایدی
احتمال زیاد
آنجا با شما در تماسم
گاهی ایمیل میدهم
و میگویم: اگر از احوالات اینجانب جویا باشید
ملالی نیست جز دوری شما
بعد مینویسم
اینجا کمی سرد است
همیشه ابری است
همیشه نم باران میزند
و افق دیده نمیشود
اینجا همهمه است
اما ساکت و آرام
بعد مینویسم
اینجا مزهای نیست
عرق نیست
فقط کمی خاک
کمی جانوران زیر خاکی
و من دراز کشم
اینجا نیستی است
هستی نیست
هرزه گرد است آسمان یکدم نمی گیرد قرار / می کند اسراف عمر از کیسه ما روز و شب
امتیاز خوب و زشتی نیست در زیر فلک / غرقه را یکسان بود در قعر دریا روز و شب
نور و ظلمت پرده دار خلوت صبحند اسیر / کی دویی دارد به چشم مرد بینا روز و شب
در تعطیلات نوروز در کنار کارهای معمول عید مشغول نوشتن متنی شدم درباره «یاد داشتها و گفتههای پایانی عمر یا پیش از مرگ». چنین موضوعی اصلا با فضای شاد عید نوروز همخوانی نداشت اما مجبور شدم زیرا مهلت ارسال متن رو به پایان بود. در فرایند تحقیق برای نگارش متن فهرستی از افراد تهیه کردم که بر روی نوشتهها و نظراتشان کار کنم اما سرانجام تصمیم گرفتم بر روی یک نفر متمرکز شوم: هادی پاکزاد.
هادی پاکزاد نویسنده، شاعر و خواننده موسیقی راک مشهدی بود که در سال ۱۳۹۵ درگذشت. حدود ۱۰ سال کار حرفهای نویسندگی و موسیقی انجام داد و حاصلش یک سری نوشته و چند آلبوم موسیقی است که میتوانید در کانال تلگرامی بیابید که زمانی خودش راه اندازی کرده بود.
در تعطیلات تمام نوشتههایی که از هادی در فضای مجازی یافتم را در یک فایل سرجمع کردم و پس از دسته بندی به دقت مطالعه کردم تا بتوانم تصویری کلی از جهان ذهنی این هنرمند ترسیم کنم. نوشتههای او دو قسمت مهم دارد ترانهها و یادداشتها که هر کدوم عنوان مشخصی دارند. در متنهای هادی پاکزاد به دنبال پاسخ این سوالات بودم:
جهان ذهنی هادی پاکزاد که در دهه ۸۰ و تا میانه دهه ۹۰ در شهری همچون مشهد به نویسندگی و کار موسیقی پرداخته است چه مشخصاتی دارد؟
نظر هادی پاکزاد درباره مرگ چیست؟
پاسخها، فرضیات و همچنین تحلیلهایی در ذهنم شکل گرفتند و با بعضی از دوستانم در مورد آنها گفتگو کردیم که به زودی با شما هم به اشتراک میگذارم. در این فاصله شاید دوست داشته باشید به موسیقی او گوش کنید و با فضای کاریش آشنا شوید. به نظر من ضروری است که متنهای این نویسنده خوانده و موسیقیش شنیده شود. اما چرا ضروری؟ اصلا ضرورت تحقیق بر روی هادی پاکزاد چیست؟
به گمان من هادی پاکزاد آنچنان نویسنده برجستهای نیست، حتی خواننده خیلی سطح بالایی هم نیست. متنهای یک دست و استادانهای هم ندارد و در مواردی آشکارا شاهد نوعی از تشویش در متنهایش هستیم. اما آنچه متنهای او را خواندنی و موسیقیش را شنیدی میکند تلاش او بر صورتبندی یک جهان ذهنی مستقل است. مضامین و مفاهیمی که در شعرش یافت میشود را در کمتر نویسندهای میتوانید بیابید و نوشتههایش نه سیاست زده است، نه تاریخ زده و نه در واکنش به تعصبات مذهبی. در واقع در متنهای هادی خواننده با نویسندهای مستقل روبروست که به بودن خودن در زادبومش میاندیشد. اندیشیدن به بدن، جغرافیایی که بدن در آن قرار گرفته و ارتباط با آدمهایی که در این جغرافیا هستند، خصوصیاتی است که اساسا جای آن در نوشتهها و آثار هنری به خصوص در مشهد خالی است. بنظرم با خواندن و شنیدن هادی پاکزاد نه تنها با مسیر فکری او آشنا میشویم بلکه مجبور میشویم به موضوعاتی اساسی بیاندیشیم.
به زودی یافتههایم از خواندن متنهای هادی پاکزاد را با شما به اشتراک خواهم گذاشت. در وبلاگ پراکسیس هم پروندهای برای تحلیل نوشتههای او ایجاد کردم که به روز رسانی خواهم کرد تا این مقاله به پایان برسد.
مست نازی نتوان گفت که ما را دریاب
و
هر نسیمی که وزد نامه فارغبالی است
مستِ ناز و نامه فارغبال ترکیبهایی برای اندیشیدن هستند.
مشخصات وب
دست دراز میکنی و لمس میشوی،
میچرخی و همه چیز نیست شده است.
موضوعات وب
- پیادهروی و فلسفه
- اسیر شهرستانی
- سعدی و تفکر انتقادی
- شعر
- همباشی من و حقیقت
- فلسفه رواقی
- پورتفولیو هنرمند
- وسطبازم و طنازم
- مینیاکوسیستم هنر
- کلنگ
- پرورش رادیکال
- فلسفههای رهایی بخش
- پارزیا
- مستند سازی و تحقیق هنری
- صنعتِ مستی
- نافرمانی
- جبروتِ جسم
- داستان کوتاه
- نقد آثار هنری
- دوره آموزشی
- هادی پاکزاد
- افسردگی
- پادکست پراکسیس
- منابع درسی دانشگاه
- رزومه
آرشیو وب
- دی ۱۴۰۴
- آذر ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۴
- مهر ۱۴۰۴
- شهریور ۱۴۰۴
- مرداد ۱۴۰۴
- تیر ۱۴۰۴
- خرداد ۱۴۰۴
- اردیبهشت ۱۴۰۴
- فروردین ۱۴۰۴
- اسفند ۱۴۰۳
- بهمن ۱۴۰۳
- دی ۱۴۰۳
- آذر ۱۴۰۳
- آبان ۱۴۰۳
- مهر ۱۴۰۳
- شهریور ۱۴۰۳
- مرداد ۱۴۰۳
- تیر ۱۴۰۳
- خرداد ۱۴۰۳
- اردیبهشت ۱۴۰۳
- فروردین ۱۴۰۳
- اسفند ۱۴۰۲
- بهمن ۱۴۰۲
- دی ۱۴۰۲
- آذر ۱۴۰۲
- آبان ۱۴۰۲
- مهر ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۲
- مرداد ۱۴۰۲
- تیر ۱۴۰۲
- خرداد ۱۴۰۲
- اردیبهشت ۱۴۰۲
- فروردین ۱۴۰۲
- اسفند ۱۴۰۱
- بهمن ۱۴۰۱
- آرشيو