در اولین روزهایی که پیامک «اینترنت پرو» برای عدهای ارسال شد، روزنامه دنیای اقتصاد آن را «ترفند کلاهبرداری» خواند. اما بعد مدتی، این واژه جای خود را باز کرد. بعد پیامی بهدستم رسید از یک گروه دانشجویی که راهکار گرفتن اینترنت پرو را توضیح میداد.
وقتی صفحه جستجوی گوگل باز شد، دوستی که پروژهای در دست من داشت پیام داد که «اینترنت وصل شده، کی پروژه منو تحویل میدی؟»
ترافیک اینترنت وایفای خانه تمام شده بود. بازاریابهای مخابرات با من تماس گرفتند که «قصد ندارید اینترنت را شارژ کنید؟ تخفیف خوبی داریم؟» گفتم «خانم من بیکار شدم الان که اینترنت نداریم.» گفت «نت ملی هست، مگه شما سایتهای خارجی نیاز دارین؟»
برخی همکاران دانشگاهی هم سریع در پیامرسانهای داخلی گروه آموزشی تشکیل دادند و تلاش بیوقفه کردند که همه چیز را طبیعی جلوه دهند تا دانشجویان پروپوزال بنویسند، دفاع کنند و پروژه انجام دهند. کادر اداری هم تلاش داشتند دانشجویان را متقاعد کنند «مگر ۴۰ سال پیش اینترنت بود؟ همه کارها پیش میرفت.» البته که بعضی وقتها هم موفق میشدند.
وقتی کار به اینجا میرسد که دروغ همهگیر و طبیعی میشود، تنها یک سنگر باقی میماند: نوشتن. نوشتن تصاویر را ثبت میکند: تصویر جوانی معترض با ماسک در خیابان، تصویر مردی بیکار شده در پارک و تصویر بلند شدن دود از مرکز شهر.