یار من اوباش و قلاش است و رند / بر من او خود پارسایی میکند
اوباش، اراذل، اجامر، بیسروپا، لات، ولگرد، بیتربیت، قلاش، بیکاره، مفلس، بیچیز، رند، عیار، خراباتی، شرابخواره، یکلاقبا؛ در برابرِ نیکوکار، صالح، شایسته، امین، باتقوا، پارسا، پرهیزکار، خلف، محسن، خوشرفتار، درستکار، کریم، خیرخواه. این دو دسته از واژهها، دو گونه زیست را روایت میکنند؛ دو شیوه متفاوت برای بودن در جهان و نسبت داشتن با نظم اخلاقی و اجتماعی. گروه نخست، نامهایی است برای کسانی که از رسم و رسوم و هنجارهای پذیرفتهشده فاصله گرفتهاند، در حاشیه نظم اجتماعی ایستادهاند یا آن را به رسمیت نمیشناسند. گروه دوم، برعکس، صفاتی را در خود جمع کرده است که به فردِ هماهنگ با این نظم نسبت داده میشود؛ کسی که رفتار و زندگیاش با فضیلتها و ارزشهای پذیرفتهشده سازگار است.