شماره سه
پیشنهاد اول
واژه «اثر هنری» تولید خلاقانه یک هنرمند را به یک محصول ساکن و قابل انتقال در بازار سرمایه میکاهد. یک اثر براحتی میتواند به قاب یک گرید طراحی و یا بوم نقاشی محدود شود، در صورتی که هر تصویر تنها بخش کوچکی از کار مداوم یک هنرمند است. بخشی که قرار است از فضای خصوصی یک استودیو وارد عرصه عمومی و نمایش شود. اما هنرمند چه دغدغههای داشته است؟ در چه بستری زیسته و کار کرده؟ آنچه معمولا در ارائه یک کار به صورت نمایشگاهی و بدون مستند سازی از بین میرود، تجربه زیسته و همچنین دانش تجربی است که هنرمند در این فرایند کسب کرده. بنابراین به جای اینکه یک کار هنری را یک «اثر هنری» ببینیم، بهتر است آن را کاری از کارهای یک هنرمند بدانیم که در یک جهان کوچک میزید و دغدغههایی دارد. کارهنری هموار کردن لحظه ورود یک «عرصه خصوصی» به یک «عرصه عمومی» است.
پیشنهاد دوم
هر گونه دسته بندی کردن کارهای هنری از جمله هنرهای زیبا، کیچ، فاخر، والا، پایین و از این قبیل نتیجهای جز رتبهبندی و تبعیض به بار نمیآورد. کار خلاقه را میتوان به سادگی محصولی خواند که در مقابل مصرف شدن و از بین رفتن مقاومت میکند و این امکان را میدهد که بارها با آن ارتباط برقرار کرد و در هر برخورد لایههای جدید معنایی ساخت. کار خلاقه از هر جنسی و در هر سطحی میتواند باشد. پس هنرمندی که کار خلق میکند دغدغه اولیهاش ایجاد معانی جدید است. ضرورت توضیح و مستندسازی از این روست که دنیای امروزه دنیای فراوانی تصاویر است. پس یک تصویر تک ارتباط ویژهای نمیآفریند بلکه برای برقراری ارتباط ویژه این ارتباط به شکلی تدوین و تنظیم شود که در کانون توجه مخاطب قرار گیرد. پس باید کار هنری در بستری از تعامل متن و تصویر مخاطب را وارد دنیای زیسته و فرایند شکل گیری آن کند. اهمیت ثبت و ضبط فرایندِ خلق کار و دخیل کردن مراحل فرایند کار در تنظیم ارتباط هنگام نمایش از این حیث است.