در تعطیلات نوروز در کنار کارهای معمول عید مشغول نوشتن متنی شدم درباره «یاد داشتها و گفتههای پایانی عمر یا پیش از مرگ». چنین موضوعی اصلا با فضای شاد عید نوروز همخوانی نداشت اما مجبور شدم زیرا مهلت ارسال متن رو به پایان بود. در فرایند تحقیق برای نگارش متن فهرستی از افراد تهیه کردم که بر روی نوشتهها و نظراتشان کار کنم اما سرانجام تصمیم گرفتم بر روی یک نفر متمرکز شوم: هادی پاکزاد.
هادی پاکزاد نویسنده، شاعر و خواننده موسیقی راک مشهدی بود که در سال ۱۳۹۵ درگذشت. حدود ۱۰ سال کار حرفهای نویسندگی و موسیقی انجام داد و حاصلش یک سری نوشته و چند آلبوم موسیقی است که میتوانید در کانال تلگرامی بیابید که زمانی خودش راه اندازی کرده بود.
در تعطیلات تمام نوشتههایی که از هادی در فضای مجازی یافتم را در یک فایل سرجمع کردم و پس از دسته بندی به دقت مطالعه کردم تا بتوانم تصویری کلی از جهان ذهنی این هنرمند ترسیم کنم. نوشتههای او دو قسمت مهم دارد ترانهها و یادداشتها که هر کدوم عنوان مشخصی دارند. در متنهای هادی پاکزاد به دنبال پاسخ این سوالات بودم:
جهان ذهنی هادی پاکزاد که در دهه ۸۰ و تا میانه دهه ۹۰ در شهری همچون مشهد به نویسندگی و کار موسیقی پرداخته است چه مشخصاتی دارد؟
نظر هادی پاکزاد درباره مرگ چیست؟
پاسخها، فرضیات و همچنین تحلیلهایی در ذهنم شکل گرفتند و با بعضی از دوستانم در مورد آنها گفتگو کردیم که به زودی با شما هم به اشتراک میگذارم. در این فاصله شاید دوست داشته باشید به موسیقی او گوش کنید و با فضای کاریش آشنا شوید. به نظر من ضروری است که متنهای این نویسنده خوانده و موسیقیش شنیده شود. اما چرا ضروری؟ اصلا ضرورت تحقیق بر روی هادی پاکزاد چیست؟
به گمان من هادی پاکزاد آنچنان نویسنده برجستهای نیست، حتی خواننده خیلی سطح بالایی هم نیست. متنهای یک دست و استادانهای هم ندارد و در مواردی آشکارا شاهد نوعی از تشویش در متنهایش هستیم. اما آنچه متنهای او را خواندنی و موسیقیش را شنیدی میکند تلاش او بر صورتبندی یک جهان ذهنی مستقل است. مضامین و مفاهیمی که در شعرش یافت میشود را در کمتر نویسندهای میتوانید بیابید و نوشتههایش نه سیاست زده است، نه تاریخ زده و نه در واکنش به تعصبات مذهبی. در واقع در متنهای هادی خواننده با نویسندهای مستقل روبروست که به بودن خودن در زادبومش میاندیشد. اندیشیدن به بدن، جغرافیایی که بدن در آن قرار گرفته و ارتباط با آدمهایی که در این جغرافیا هستند، خصوصیاتی است که اساسا جای آن در نوشتهها و آثار هنری به خصوص در مشهد خالی است. بنظرم با خواندن و شنیدن هادی پاکزاد نه تنها با مسیر فکری او آشنا میشویم بلکه مجبور میشویم به موضوعاتی اساسی بیاندیشیم.
به زودی یافتههایم از خواندن متنهای هادی پاکزاد را با شما به اشتراک خواهم گذاشت. در وبلاگ پراکسیس هم پروندهای برای تحلیل نوشتههای او ایجاد کردم که به روز رسانی خواهم کرد تا این مقاله به پایان برسد.