این موجودی که حتما باید سه وعده غذا بخورد، به انواع لباس زیر و رو نیاز دارد و بدون کفش نمیتواند راه برود، این موجودی که به شکلی اساسی نیازمند آب، استراحت، سیستمهای گرمایش و سرمایش است. باید قبول کنیم که ایرادات اساسی در طراحی دارد.
احساساتش دائم دردسرساز هستند و همیشه از آنچه در گذشته انجام داده پشیمان میشود. این موجودی که نمیداند چرا اینجا است، با گذشتهای پر از حسرت و آیندهای پر از دلهره، حتما حاصل یک طراحی ناقص است. شاید همین نقصها است که او را با تردید به جلو هل میدهد و گاهی خندهای بر لبش میآورد.
اگر من طراح این موجود بودم کاری میکردم که با وجود راه رفتن بر روی دو پا تعادل بیشتری داشته باشد. به چیزی جز الکل و کمی مزه احتیاج نداشته باشد و همیشه بتواند بدون هیچ پوشش خاصی در بیابانها بدود و هر کجا رسید شب را به سر برد. چون نیازهای زیادی ندارد، کار کردن برای او ضروری نیست و روز و شب به یک اندازه دید مناسب دارد. چنین موجود همیشه در سفر است و از دشتی به جنگی و از کوهی به دریایی میرود و میل به تصرف و از آن خود کردن ندارد. چنین موجودی وقتی همنوع خود را میبیند او را در آغوش میکشد و بعد از چند روزی وقت گذراندن، او را ترک میکند و میرود به سمتی که نمیداند کجاست. چنین موجودی روزی که خیلی مست و مغرور است خودش را از کوهی فرو میاندازد و یا روزی برای شنا کردن به دریا میرود و باز نمیگردد.