دقت کردهاید عبارت «کعبهی دل» در این بیت از سنایی که میگوید «چند گردی به گرد کعبهی گل؟ یک نفس کن طواف کعبهی دل!» شامل چه نوع عملی است؟ این عبارت شامل ستاندن قداست از کعبه در معنای مکانی مقدس (در شهر مکه) و بخشیدن آن به مکانی درونی (دل) است. قبول دارید که این شعر به مذاق بسیاری از ما خوش میآید؟
اجازه دهید مثال دیگری بزنم. روزی دوستی برای من از عارفی گفت که در روستایی دورافتاده زندگی میکند و به کسانی که به او مراجعه میکنند درس عرفان و زندگی میدهد. از او پرسیدهاند که «دین داری؟ مسلمان هستی؟» در پاسخ گفته است «کدام دین؟ کدام اسلام؟» سپس توضیح داده است که آنچه بهعنوان دین یا اسلام در ایران امروزی رواج دارد واقعی نیست و در عوض برداشت خودش در جمع کوچک پیروانش به اسلام واقعی نزدیکتر است. دوست من با شور و علاقه زیادی از آن عارف صحبت میکرد و سعی داشت مرا ترغیب کند به دیدار او بروم. از نظر من کاری که این فرد دوریگزیده از جامعه انجام میدهد شامل انتقال قداست (امر قدسی) از حیطهٔ سیاسی-اجتماعی جامعه امروز به حیطهٔ شخصی و اجتماعی کوچک حول محور خودش است.
در عالم هنر هم هنرمندان طرفدار مکتب مدرنیسم هنر را جایگزینی برای دین یا امر قدسی درک میکنند، بهویژه هنر در معنای فرم ناب و خالصش. در واقع نزد ایشان فرم و ساختوسازهای تکنیکی حوزهای برای پرستش و کشف و شهود میشود. مثلاً کاندینسکی در کتاب معنویت در هنر میگوید «رنگ و فرم بهخودیخود حامل روحاند. هنر باید ما را به دنیای درونی و معنوی ببرد، نه صرفاً جهان بیرونی» یا پیت موندریان میگوید «در خطوط و فرمهای خالص، به نظمی جهانی میرسیم که ریشه در معنای مقدس هستی دارد» و سرآخر مارک روتکو معتقد بود که «من نقاشی نمیکنم تا فضا را پر کنم، بلکه میخواهم از راه فرم و رنگ، تجربهای شبیه به امر مقدس را به تماشاگر منتقل کنم.»
آیا درست است اگر بگوییم که سیاهمشق کردن نزد خوشنویسان هم نوعی عبادت کردن و شامل جابهجایی یا انتقال قداست از یک حوزه دینی به یک حوزه هنری است؟ آیا درست است که به این شعر از سعدی استناد کنیم «عبادت به جز خدمت خلق نیست» و ادعا کنیم که در اینجا هم امر قدسی از یک حیطه دینی به یک حیطه اجتماعی انتقال پیدا کرده است؟
بنابراین شاید بتوان ادعا کرد که معمولاً جابهجایی امر قدسی (باورها، چیزها و مکانهای مقدس) از یک حیطه زندگی به حیطه دیگر مورد پسند عده زیادی قرار میگیرد و این تصور را به آنها میدهد که فهم جدیدی در آنها شکل گرفته است.
این مسئله را میتوان طور دیگری نیز صورتبندی کرد: فردی با ذهنیت محافظهکار همیشه در تلاش برای حفظ و نگهداری امر قدسی است و آدمی با ذهنیت سنتی همیشه در تلاش برای رنگ و لعاب بخشیدن و جابهجا کردن مقدسات از یک حیطه زندگی به حیطه دیگر است. بیشتر افراد امروز جامعه در حالت ذهنی یا جهانبینی مدرن از دنیا به سر میبرند؛ یعنی حالت شک و تردید به باورها، اعتقادات و مقدسات. نه میتوانند این اعتقادات و باورهای مقدس را به کلی کنار بگذارند و نه میتوانند آنها را به شکل کامل بپذیرند. بنابراین معمولاً از جابهجایی امر قدسی (باورها، چیزها و مکانهای مقدس) از یک حیطه زندگی به حیطه دیگر توسط عدهای از افراد در هر پیشهای از جمله سیاستمدار، هنرمند و یا نظریهپرداز استقبال میکنند، با این توجیه که این جابهجایی حرف و ایدهای جدید است.
شاید بتوانیم انتقال امر قدسی از یک حیطه زندگی به حیطه دیگر را در بستر ساختار یک بازار درک کنیم که عدهای آن را عرضه میکنند و عدهی زیادی هم خریدار آن هستند. از این پدیده میتوانیم به شکل استعاری با نام «بورس مقدسات» یاد کنیم. یعنی بورس یا بازاری که در بستر آن مقدسات در هر حیطهای از زندگی که کهنه و تکراری شوند یا شکست بخورند، عدهای بلافاصله همان مفاهیم را در حیطه دیگری بازتولید میکنند و بهعنوان کالایی جدید به بازار عرضه میکنند.
یکی از روشهای ورود به بورس مقدسات این است که مفاهیم مقدس دینی را تلطیف کنید و بهعنوان نوعی تمرین روحی بهمنظور رسیدن به آرامش به مردم بفروشید. مثلاً گروههایی واقعی یا مجازی شکل دهید و مجموعهای از ایدههای دینی را با زبانی شبهعلمی بیامیزید، مثلاً از انواع انرژیهای خوب و بد و انواع ارتباطات ماورایی صحبت کنیم و این وعده را به خریداران بدهیم که اگر آرامش را در دین و مقدسات دینی نیافتهاید، میتوانید در این بازار جدید بهدست آورید. روش دیگر این است که مفاهیم مقدس دینی را با مفاهیم دموکراتیک بیامیزید و نقش یک اصلاحطلب را بازی کنید تا شهرت به دست آورید.
خلاصه منظورم این است که امر قدسی هیچوقت شکست نمیخورد و هر وقت در یک حیطه زندگی احساس شود که امر قدسی ضعیف، کهنه یا حتی منفور شده است، خود را در حیطهای دیگر بازتولید میکند و بازاری جدید میآفریند و چون وعدههای فریبندهای دارد از جمله آرامش، زندگی هموار و خوشبخت و حتی ثروت و بینیازی، بنابراین همیشه بازارش گرم میماند. مفهوم استعاری «بورس مقدسات» اشاره به مفهوم همین بازار دارد، یعنی جایی که عدهای رؤیا، آرمان و اهداف، مکانها و چیزهای مقدس یا آرمانیشدهای را با وعده رسیدن به آرامش به دیگران میفروشند.
این متن را بشنوید (اینجا کلیک کنید)