هزل کمیکِ زبانی–معنایی با هدف خنداندن، ریشخند یا سبُکسازی فضا است.
قطعه زیر نمونهای از همین سبک ادبی است که برای پسرم نوشتم تا با هم بخندیم.
کِشکِشی با کشمشی همراه شد
چون کِشآمد، کشمشش بیتاب شد
رو به کشمش کرد و گفت
چون که کش کج میکشی، کش باز شد
کشمشش اخمی نمود و
از خودش بیزار شد
بشنو ای مرد جوان
از کشفروش شهر کیش
هر کِشی با کوششش کششاد شد
مجموعه هزلیات سعدی را به این نوشته پیوست میکنم. خود جناب سعدی درباره علت سرودن هزلیات جملات زیر را فرموده:
«بعضی از بزرگان مرا ملزم کردند تا کتابی در هزل برایشان بنویسم، من به ایشان جوابی ندادم پس تهدید به قتل کردند بخاطر همین جواب امر ایشان را اجابت کردم و این ابیات را سرودم و من پناه میبرم به خدای بزرگ (برای سرودن این ابیات). این فصلی است به شیوه هزل و این شیوه را بزرگان فضل ایراد نمیگیرند برای آن که هزل در سخن مانند نمک در غذا است.»
البته به نظر من گفته سعدی درست نیست یا حداقل این نقل قول نباید درست باشد زیرا وقتی هزلیات او را میخوانیم متوجه میشویم که شاعر مجبور نبوده است و از سرودن این قطعات لذت میبرده.
براسی دسترسی به فایل هزلیات سعدی اینجا کلیک کنید.