توسط مجید حیدری
| دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۲ | 19
شماره ۳
مستی مرا گرم میکند در دل و ذهن، چون به خود مطمئن میشوم که مشغول انجام بهترین کار دنیا هستم و عمر خود به بطالت نمیگذرانم. در لحظه میزیم و اطمینان حاصل میکنم که عالم یکی است و هر کسی ادعا کرد عالم دو است نه مست بوده و نه مست خواهد شد. عالم دو نباشد که یکی موقت باشد و دیگری پایدار، عالم دو نباشد که یکی پنهان باشد و دیگری آشکار. در مستی عالم یکی میشود، ظاهر و باطن دو نبوده که بخواهد یکی شود. مستی همان دمی است که در مییابی زمان نه گذشته است و نه آینده، آدمی نه پیش پری توان رفت و نه گرفتار دیو میشود. از مستی به جایی رسی که تمام دروغها پیش تو یکسان شوند و هیچ دروغی بر دروغ دیگر ارجحیت نداشته باشد.