شماره ۱
آب انگور به انگور نهان است و شراب حالت بلقوهای است به آب انگور که چون چند هفته در بشکههای ۶۰ لیتری بماند و هر روز هم زنی به فعل آید. چون رخ خود در بشکه بدیدی، بدان که شراب آماده است. در انگلیسی به آن «واین» گویند و کلمه «وینیت» نیز سرمنشع از همین واژه دارد. «وینیت» متنی ادبی باشد که قطعه قطعه و بریده است و هر پاره مستقل باشد از بقیه متن.
قصد آن دارم که از شرابِ دستی بنوشم و اندر احوالات خود در زاد بومِ خویش بیاندیشم و هر آنچه برایم مشکل ساز نیست را تایپ کنم. آهنگِ آن دارم که شهوتِ «انتشار» و «تکثیر» شدن در مقیاسهای مصرفگرایانه امروزی را در خویش مهار کنم. باور دارم که لذت کشف شدن و کشف کردنِ شخصی و بومی در هیچ چیز یافت نشود. لذتِ کشف همچون همآغوشی است که آن را به دو تن نیاز است و هیچ کس به تنهایی دچار آن نشود مگر که در دام توهم افتاده باشد.
پس سخن در قالب «وینیت» خواهم گفت برای عدهای معدود و همچون خودم محصور. من آنکس یابم که همچون من بیکار باشد و کسی مرا یابد که بیکارتر از من باشد. هر دو به دام تلهای افتیم که نامش «صنعتِ مستی» است یعنی سخن گفتن و شنیدن به هنگام مستی. در این صنعت، آداب و تشریفات بسیار است و کسی دریابد که قدم در راه نهد بدون فکرِ پیشین و چشمداشتی غیر از لذت لحظه به لحظه.