توسط مجید حیدری
| یکشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۳ | 10
حالات خوشی
خلاصه کتاب «فلسفه پیادهروی» نوشته فردریک گرو
- در این بخش نویسنده از فلسفه یونان باستان الهام گرفته است به خصوص رویکرد فلسفی کورنایی که به نوعی ریشه فکری اپیکوریان است. برای آنها لذت بیدرنگ بردن بالاترین ارزش بوده است.
- لذت از مقوله مواجه است; مواجه با یک بدن، عنصر و یا ماده. لذت یعنی مواجهه با آن چیز خوب: چیزی که موجب شکوفا شدن یکی از امکانهای احساس میشود. تکرار از شدت لذت میکاهد و فرد مجبور است تنوع و یا کمیت را جانشین آنچیز کند. پس از چندی چنان دقیق انتظار لذت را میکشیم که خود لذت نابود میشود.
- شادی یک فعالیت است: آسان بر آمدن از پس کاری دشوار که برای تسلط یافتن بر آن زمان صرف شده است، صحه گذاشتن بر قوای ذهن و بدن. شادی بر خلاف لذت با تکرار افزایش مییابد و غنیتر میشود. پیادهروی کمک میکند فرد شادی زنده بودن، شادی این جا بودن را احساس کند و مزه حضور خود را در هماهنگی با حضور جهان بچشد.
- شادکامی یعنی مواجهه با یک موقعیت ویژه و به همین دلیل بسیار شکننده و تکرارناپذیر است. فرصتهای شادکامی نادر و تصادفیاند و مانند رگههای طلا در تار و پود جهان; باید آنها را به چنگ آورد.
- آرامش تعادلی پایدار در روح است. آرامش حلاوت بیحدی است که در چشم پوشیدن از توقع و انتظار نهفته است; دیگر در انتظار چیزی نیستید، فقط راه میروید، فقط پیش میروید.