آیا دیده و دل دو قطب متعارض هستند؟ قطعا دو وجه متعارضاند که اولی عرصه بیرونی را نمایندگی میکند و دیگری، یعنی دل، عرصه درون را نمایندگی میکند. البته این نکته را باید اضافه کنم که پیش از این تصورم بر این بود که دل تنها میتواند به بخشی از درون انسان اشاره داشته باشد که مربوط به روح است، یعنی وجهی فرا بدنی دارد. اما به نظرم میرسد که در این غزل دل مجموع قوای درونی است و شامل ذهن و قوای ذهنی نیز میشود. شاید بتوان اینطور صورت بندی کرد که دیده تمام آنچیزی است به صورت ابژکتیو در بیرون از آدمی است و دل تمام آنچیز یا قوایی درونی است. آدمی است. به این شکل با دوگانه آشنای سوبژکتیو و ابژکتیو روبرو هستیم. این دو گانه بسیار متفاوت از دو گانه ظاهر و باطن امور در دنیاست که دیدگاهی ذات شناسانه (انتولوژیک) است که هر چه هست را در داخل پاردایم ظاهر و باطن میبیند.
گردیده خوان نعمت وجه معاش ما / خجلت کشد زخود دل کاهل تلاش ما
سر آخر یک ترکیب زیبا «عالم تمام میکده انتعاش ما» است.
(انتعاش یعنی بهبود وضع زندگی)